نوستالژی شب

خسروا گوی فلک در کش تنبان تو باد

 
رستم دستانم آرزوست . . .
نویسنده : Noir AA - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸
 

       روزها در پی هم قطارگونه و پریشان میگذرند و دل ما را سر ان نیست تا سر دل بازگوید.نه دلم به کاری میرود و نه دستم به باری, گویی افسونی مانده ست بر هیکل این روزهای تفت خورده و ترکش هایش بر پیکر ماست.

        پیشنهاد محمد خاتمی مبنی بر برگزاری رفراندوم را میتوان در زوایایی چند بررسی کرد.از منظر سیاسی ,هر گاه معادلات قدرتی و دیپلماتیک به بن بست برسد , باید به عالیترین مرجع قانونی رای ملت یا رای افراد ذیل النفع رجوع کرد.زین دست رفراندوم ها در تاریخ خود نیز میشناسیم و ازان جمله رفراندوم دکتر مصدق برای انحلال مجلس یا رفراندوم ایه الله خمینی در مورد جمهوری اسلامی.

        در نگاه حقوقی هرگاه بیش از یک دهک رای دهندگان اخرین انتخابات تقاضای رفراندوم را داشته باشند ,جکومت موظف است نسبت به برگزاری انتخابات در مهلت سه ماه اقدام کند.( اصل پانزده کنستیتوسیون)و اگر بتوان از لحاظ تاریخی انتخابات اختیاری را مورد بررسی قرار داد, این نکته روشن خواهد شد که در پس چهره هر رفراندوم , مردی - یا زنی - توانمند صحنه گرانی میکند. حال میخواهد روبسپیر باشد یا سن یات سین و یا هیتلر و مصدق و خمینی.

        در اتفاقات سال شصت نیز جریانات به همین دیوار برخورد.بنی صدر نبود از ان مردان نوع دیگر تا تاج کیانی بر سر نهد.

 شاعری چند بیت گفته و چه نیکو گفته :

 

ایرانیان که تاج کیان ارزو کنند          باید نخست کاوه خود جستجو کنند

مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر               تا حل مشکلات به نیروی او کنند

أزادیت به تیغه شمشیر بسته است          مردان مرد تکیه خود بدو کنند

نوح دگر بباید و توفان دیگری          تا لکه ننگ انان شستشو کنند

 

 


 
comment نظرات ()