نوستالژی شب

خسروا گوی فلک در کش تنبان تو باد

 
دیدید چه شد؟
نویسنده : Noir AA - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸
 

دیدید چه شد؟

     چهار روز گذشت از روزی که هرچه کنیم نخواهیم توانست از صفحه ذهنمان پاکش کنیم. حتی اگر دیازپام 10 بخورانندمان یا عوامل نفوذ امپریالیسم بخوانندمان. بگذار بگویند هیچ اتفاقی نیافتاده و این روز روزی بوده چون دیگر روزهای خدا. بگذار همه پاک‌کن‌های دنیا را بخرند تا این روز را از صفحه تقویم جلالی بزدایند یا مشتی رند را سیم دهند تا سنگمان بکوبانند. بگذار لباس شخصی ها را بگویند آنارشیست بنامندمان - که شک دارم بدانند خوردنی‌ست یا پوشیدنی- و نشریاتمان را فلیتر کنند . . . خود خوب می‌دانند خوابشان پریشان است و جایگاهشان لرزان.

     بگذارید خرداد 88 را به مرداد 32 تشبیه کنم. می‌دانم که آن‌روز آمریکا و انگلیسی در کار بود و امروز نیست. روزولت و زاهدی بود که امروز نیست و اشرفی بود که امروز هست ولی در کار نیست. اما خودکامه هست و خودکامگی نیز. تاج از سر اندیشه برگرفتیم و به خودکامگی وانهادیمش. اگر کودتای 28 مرداد مشروعیت را از آریامهر ستاند ، 22 خرداد نیز پایان مشروعیت جمهوری اسلامی بود.

     سه سال پیش‌تر کهتر بودم، گاه‌گاهی که صحیفه تاریخ را ورق می‌زدم و گذشته این قوم پردرد را که به نقل از هرودت تاریخش با خون نوشته شده است می‌خواندم ، بی‌اختیار از خود می‌پرسیدم که این مردمان را چه می‌شود. چرا آن‌ روز که نایب‌السلطنه قائم‌مقام را به آن دیار می‌فرستاد مردم شیون‌کنان به سردر باغ نگارستان حمله نبردند؟ چرا به روزگار  شهادت امیرکبیر - که به قول مسعود بهنود تاریخ ایران در سوگش سیاهپوش است -سقف حمام فین کاشان خراب نشد؟ و چرا در 28 مرداد هیچ کس به مقابله با کودتاچیان برنخاست؟  حتی همین چند سال پیش ، چرا احدی در بیدادگاه قاضی اژه‌ای شهردار تهران را مدافع نبود؟ و امروز هنوز می‌پرسم. . . چرا؟

     با طلوع بیست و سومین خورشید از خاوران خرداد‌ماه 1388 ، فصلی نو در تاریخ ایران زمین گشوده شد که آنرا نوستالژی شب می‌نامم. و ازین پس روز‌نوشتهایم را - که شاید گاهی هفته‌نوشت یا ماه‌نوشت برایشان القاب مناسب تری باشند- در این تارنما خواهم نگاشت.

به امید آزادی

جهان پیر است و بی‌بنیاد ازین فرهاد کش فریاد - - - که از افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم


 
comment نظرات ()